ننگ بر تو!

ننگ بر تو ای داور که چنین اشک بازیکنان تیم محبوبم را در آوردی ...

ننگ برتو!


عشق


کپی از ایمیل :

«با عشق زندگی کن»

 

يكي بود يكي نبود مردي بود كه زندگي اش را با عشق و محبت پشت سر گذاشته بود. وقتي مرد همه مي گفتند به بهشت رفته است. آدم مهرباني مثل او حتما به بهشت مي رفت. در آن زمان بهشت هنوز به مرحله ي كيفيت فرا گير نرسيده بود. استقبال از او با تشريفات مناسب انجام نشد. دختري كه بايد او را راه مي داد نگاه سريعي به ليست انداخت و وقتي نام او را نيافت او را به دوزخ فرستاد. در دوزخ هيچ كس از آدم دعوت نامه يا كارت شناسايي نمي خواهد هر كس به آنجا برسد مي تواند وارد شود. مرد وارد شد و آنجا ماند. چند روز بعد ابليس با خشم به دروازه بهشت رفت و يقه ي پطرس قديس را گرفت:

اين كار شما تروريسم خالص است!

پطرس كه نمي دانست ماجرا از چه قرار است پرسيد چه شده؟ ابليس كه از خشم قرمز شده بود گفت: آن مرد را به دوزخ فرستاده ايد و آمده و كار و زندگي ما را به هم زده. از وقتي كه رسيده نشسته و به حرفهاي ديگران گوش مي دهد... در چشم هايشان نگاه مي كند... به درد و دلشان مي رسد. حالا همه دارند در دوزخ با هم گفت و گو مي كنند... هم را در آغوش مي كشند و مي بوسند. دوزخ جاي اين كارها نيست!! لطفا اين مرد را پس بگيريد!!


((با چنان عشقي زندگي كن كه حتي اگر بنا به تصادف به دوزخ افتادي، خود شيطان تو را به بهشت باز گرداند))



پائولو کوئليو

سلام

سلام ...

اینقدر سرم شلوغه که نه فرصت می کنم آپ کنم نه برم آرایشگاه! ... فقط گهگاهی آی دی رو چک می کنم و فیس بوکی سر می زنم ...

هوا خیلی سرد شده .. از پریروز تا حالا داره یه ضرب بارون میاد ... دیروز ساعت 7 از کرج حرکت کردم ساعت 10:15 دقیقه رسیدم دفتر!!!... بوشهر هم داره ابر میشه .. هوا کم کم سرد می شه و خوشحالم از اینکه هفته دیگه دارم میام بوشهر!!! ...

دوشنبه شب عکس مجی و ممد رو تو برنامه نود دیدم ... زدم زیر خنده .. ای ول ... البته خنده ام فقط از روی خوشحالی بود ... بسیار خوشحال شدم ... ای ول خیلی قشنگ بود ...

 این ایمیل جالب بود واسم ...

کارشناسان نظریه اخیر مبنی بر وجود یک تلفن همراه  در فیلمی قدیمی از چارلی چاپلین را رد کردند. به نظر آنها زنی که چند لحظه در فیلم قدیمی "سیرک" ظاهر می‌شود، نه تلفن همراه بلکه یک سمعک در گوش دارد، چون شنوایی او سنگین است. این نظر را چندین کارشناس مستقل تائید کرده‌اند.

هفته گذشته گروه زیادی از مراجعان سایت یوتیوب در اینترنت، پس از تماشای صحنه‌ای از فیلم سیاه و سفید چارلی چاپلین، کمدین نابغه، بر این باور بوند که زنی با یک تلفن همراه در فیلمی محصول سال ۱۹۲۸ حرف می‌زند.

این زن که به نظر می‌رسد سالمند است و کلاهی پشمی بر سر دارد، یک وسیله را نزدیک گوش خود گرفته و گویی با آن حرف می‌زند. جورج کلارک، کارگردان ایرلندی، ادعا کرده بود که این زن در حال صحبت با یک تلفن همراه است. با توجه به این که موبایل یا تلفن همراه بیش از نیم قرن بعد تولید شده است، آقای کلارک از احتمال "سفر در زمان" صحبت کرده بود.

نظر کارگردان ایرلندی توجه زیادی برانگیخت و هزاران نفر صحنه یادشده از فیلم "سیرک" را در سایت یوتیوب تماشا کردند و درباره‌اش نظر دادند. کلارک گفته بود که هیچ توضیح قانع‌کننده‌ای برای این صحنه وجود ندارد.

اما کارشناسان اکنون با اطمینان گفته‌اند که در صحنه یادشده از فیلم چارلی چاپلین هیچ رمز و رازی وجود ندارد. زنی که در فیلم دیده می‌شود، نه تلفن همراه بلکه تنها یک سمعک به گوش دارد و سعی می‌کند صداها را بهتر بشنود. کارشناسان در زمینه تاریخچه سمعک می‌گویند که آقای کلارک توجه نکرده است که دیدن یک سمعک ساده مربوط به آن زمان می‌تواند حقیقت موضوع را آشکار کند.

در زمان تولید فیلم "سیرک" سمعک به وفور وجود داشت و افراد کم شنوا از آن استفاده می‌کردند. برخی از سمعک‌ها طوری بودند که افرادی که شنوایی آنها اشکال داشت، ناچار بودند دستگاه را با دست خود نزدیک گوش نگاه دارند.

سمعک‌ها در آن زمان الزاما بزرگ و گرد نبودند. شکل‌های مستطیلی کوچک و جمع و جور هم در میان سمعک‌هایی که در آن زمان تولید می‌شد، چیز غیرعادی و نادری نبود. به عبارت دیگر، این قبیل سمعک‌ها به چشم کاربران خیال‌پرداز قرن بیست و یکمی سایت یوتیوب، ممکن است شبیه گوشی همراه به نظر برسد!